تبلیغات
بازاریابی و مشاوره (2543)بیمه کارآفرین

بازاریابی و مشاوره (2543)بیمه کارآفرین
karafarin market 
قالب وبلاگ
نویسندگان


انسان زاده شده است که زندگی کند، نه اینکه خود را برای زندگی آماده نماید (قسمت اول)

حتماً به‌یاد دارید که زمانی "جیمی کارتر" رئیس‌جمهور امریکا بود. یا حادثه‌ی تلخی که برای برج‌های تجارت جهانی نیویورک رُخ داد. و یا زمانی که خبر مرگ ناگهانی "پرنسس دیانا" منتشر شد و... . لحظه‌ای بیندیشید. در آن زمان کجا بودید؟ وضعیت شما چگونه بود؟ دوستان شما چه کسانی بودند؟ اگر کسی در آن موقع از شما می‌پرسید: «ده پانزده سال دیگر چه وضعی خواهید داشت؟» چه می‌گفتید؟ آیا امروز در همان‌جایی هستید که ده سال پیش می‌خواستید؟ ببینید که یک دهه چه زود می‌گذرد!


این ذهن ماست که ما را شاد یا ناشاد می‌سازد

این ذهن ماست که ما را شاد یا ناشاد، بدبخت یا سعادتمند، غنی یا فقیر می‌سازد

آیا تاکنون اتفاق افتاده که احساس کنید کارتان روی غلطک افتاده و هیچ اشتباهی در کارتان نیست؟ موقعی که همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود؟ مثلاً در یک مسابقه‌ی فوتبال، هر ظربه‌ای که می‌زنید، گُل می‌شود؟ یا در یک جلسه‌ی تجاری، برای هر مطلبی که پیش می‌آید جوابی آماده دارید. یا گاهی کاری قهرمانی یا خارق‌العاده انجام می‌أهید که خودتان هم باور نمی‌کنید. همچنین ممکن است عکس این مطلب هم برایتان پیش بیاید. یک‌روز کارهای‌تان پیش نمی‌رود و به‌اصطلاح، بد می‌آورید. ممکن است برای‌تان اتفاق افتاده باشد که کاری را که بارها به‌خوبی انجام داده‌اید این‌بار خراب کنید، هرقدمی که برمی‌دارید اشتباه باشد، همه‌ی درها برویتان بسته باشد و هرکاری که می‌کنید بدشانسی بیاورید. تفاوت این دو حالت در چیست؟ شما که همان فرد هستید. همان منابع در اختیار شماست. پس چرا یک‌روز بدشانسی می‌آورید و یک‌روز از کارتان نتایج درخشان می‌گیرید؟ چرا بهترین قهرمانان ورزشی گاهی عالی می‌درخشند و گاهی مثلاً یک توپ‌شان هم گُل نمی‌شود؟!


 

اگر چیزهای متوسط را نپذیرید، اغلب اوقات، بهترین‌ها نصیب‌تان می‌شود!

موقعی که حادثه اتفاق افتاد، او با سرعت بیش از یکصد کیلومتر در ساعت، در بزرگراه درحال رانندگی بود. چیزی در کنار جاده توجهش را جلب کرد، همین که رو را برگرداند که پشت سرش را نگاه کند، دیگر دیر شده بود؛ فقط یک ثانیه وقت داشت که کاری بکند. یک کامیون "ماک" که در جلوی او حرکت می‌کرد، به‌طور ناگهانی، ترمز کرد، و او بی‌درنگ برای نجات جان خود، موتورسیکلت را خواباند و روی زمین شروع به لغزیدن کرد. لغزیدنی که تمام‌شدنی نبود. با حرکتی آهسته و فجیع، به زیر کامیون لغزید. در پوش باک موتورسیکلت کنده شد و آنچه نباید بشود، شد. بنزین بیرون ریخت و آتش گرفت. وقتی چشمش را باز کرد، روی تخت بیمارستان بود. احساس درد و سوزش می‌کرد. نه قادر به حرکت بود و نه جرأت داشت نفس بکشد. سه‌چهارم بدنش به‌طرز وحشتناکی، دچار سوختگی از نوع درجه سوم شده بود. با وجود این، دِل به مرگ نداد. تلاش کرد که به زندگی برگردد و در شغل خویش پیشرفت کند، و هم‌اکنون یکی از ثروتمندترین و موفق‌ترین افراد در امریکاست!


 

از بیمه‌گری تا توانگری

عظمت زندگی در علم نیست، بلکه در عمل است!

می‌خواهم اولین مقاله از سری مقالات "از بیمه‌گری تا توانگری" را با یادآوری جمله‌ای از "توماس هاکسلی" آغاز کنم که می‌گوید:

«عظمت زندگی در علم نیست، بلکه در عمل است»

هدف ما از نوشتن سلسله مقالات "از بیمه‌گری تا توانگری" این است که شما را با مهارتها و برنامه‌هایی مجهز سازیم که بتوانید هرچیزی را که مایلید دگرگون کنید، و این کار را با چنان سرعتی انجام دهید که در خواب هم نمی‌دیدید. می‌خواهیم امکاناتی را برای شما به‌وجود آوریم که به‌طریقی بسیار واقعی و قابل لمس، بی‌درنگ کیفیت برداشت و درک خود را از زندگی بالا ببرید. می‌خواهیم کاری برای شما ایجاد کنیم که بارها و بارها به آن مشغول شوید و هربار چیزی که به درد شغل و زندگی‌تان بخورد در آن بیابید. می‌دانیم که بسیاری از مطالبی که در این بخش می‌نویسیم می‌توانستند موضوع محصولات آموزشی‌ای باشند برای فروش! اما از این کار صرف‌نظر کردیم و این مطالب را به‌صورت آزاد در اختیار شما قرار دادیم. به این نیّت که شاید از هر 100 نفری از شما که این مطالب را می‌خوانند فقط یک نفر بتواند زندگی و کار خود را دگرگون سازد. به‌هرحال نگران این نکته هم هستیم که 


[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ KOUROSH ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :